امروز : چهارشنبه, ۳۰. خرداد ۱۳۹۷
VTEM SlideshowVTEM SlideshowVTEM SlideshowVTEM SlideshowVTEM SlideshowVTEM SlideshowVTEM Slideshow



کتاب «پرنده های کاغذی» حاوی گزیده نامه هایی از بازداشتگاه های اسیران ایرانی در عراق به کوشش دفتر ادبیات و هنر مقاومت تهیه و گردآوری و توسط انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامیچاپ و به بازار نشرعرضه شده است.

«آسمان اسارت گاهی با پرواز نامه ای با آرم صلیب سرخ از تنهایی بیرون می آمد و رنگ آبی خود را می دید. آسمانی که بعثی ها توانسته بودند با بلوک های سیمانی و میله های سیاه آن را از پرنده ها جدا کنند. این نامه های صلیب خورده، پرنده های کاغذی بودی که از آن سوی مرزهای وطن مان می آمدند و بر سینه های سپید خود خط های سرخ و سیاهی از دردهای بازداشتگاه ها و اردوگاه ها را برای مردم ما می خواندند. این کتاب ـ پرنده های کاغذی ـ انتخابی از همان نامه ها است.»

مطالب فوق بخشی از مقدمه کتاب است که توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت نگاشته شده است. کتاب حاضر حاوی نامه های چهار تن از آزادگان جنگ تحمیلی است که در ایام اسارت در اسارتگاه های رژیم بعث عراق برای خانواده های خود نوشته اند. این نامه ها که توسط صلیب سرخ جهانی مبادله می شد، علاوه بر اینکه حامل خبر سلامتی آنان بود، وسیله ای برای اطلاع رسانی در مورد وضعیت اردوگاه های اسرا نیز بوده است.

کتاب فوق در برگیرنده نامه های دو تن از خواهران آزاده به نام های معصومه آباد و فاطمه ناهیدی است که به عنوان امدادگر در تاریخ های ۲۳ و ۲۰ مهرماه ۱۳۵۹ در حومه شهرهای آبادان و خرمشهر به اسارت ارتش متجاوز عراق درآمده و هر دو پس از تحمل ۴۰ماه اسارت در تاریخ دهم بهمن ماه ۱۳۶۲ به میهن اسلامی بازگشتند.

برادران آزاده علی هادی و حمید محمدی دو تن دیگر از آزادگانی هستند که نامه های آن ها در این کتاب درج شده است. این دو آزاده که به ترتیب در تاریخ ۴/۱۲/۶۲ و ۱۵/۱۰/۱۳۶۰ به اسارت دشمن بعثی درآمده و مدت های مدیدی را در اسارتگاه های عراق سپری نموده اند، تا اینکه با مبادله اسرای دو کشور به آغوش خانواده بازگشتند.

در کتاب «پرنده های کاغذی» متن ۲۴ نامه ای که این عزیزان برای خانواده هایشان نگاشته اند درج شده است که در آن ها خبر سلامتی خود را داده و جویای احوال خانواده و فامیل می شدند. آنان در بعض از مکاتبات خود ضمن تشریح وضعیت خودشان در اردوگاه ها  و بازداشتگاه های عراق، مطالب و موضوعاتی از دنیای اسارت را به اطلاع خانواده های خود می رساندند.

خواهر آزاده معصومه آباد، علیرغم اینکه مدت های متمادی را در سلول های تنگ و تاریک و نمور دشمن بعثی به سر برده و غیرانسانی ترین رفتارها را متحمل شده در نامه های به پدر و مادر و برادر و خواهر خود درس ایمان و مقاومت در برابر سختی ها را می دهد و آنان را به یادگیری و تلاوت قرآن مجید سفارش می کند وی در هر نامه چند سطری از اوضاع و احوال خود می نویسد و به بعضی از مشکلات اسارت اشاره می کند. وی در نامه ای به خواهرش در مورد زندگی در اسارت می نویسد: «… هما جان اینجا بعد از جریان عاشورا زندانی شدیم. با هر وعده غذا، یک ساعت هوای آزاد استشاق می کنیم و قدم می زنیم. روزانه ۳ الی ۴ ساعت قرآن سهم من می شود. حدوداً ۶ الی ۷ ساعت نمازهای یومیه و قضا می خوانیم. ۲ ساعت زبان خارجه یا عربی می خوانم. بعضی وقت ها دور از چشم سربازها گلدوزی و تفسیرهای سیاسی می کنیم و بعضی وقت ها هم که برنامه دعوا با عراقی ها دارم. بعد از نماز صبح باید مثل قمر خانم چادر به کمر بپیچیم و بر علیه ظالم فریاد کنم. در هر صورت نگران نباشید دیگر با همه سختی ها خو گرفتم…»

اما جالب ترین نامه این کتاب نامه ی بلندی است که آزاده حمید محمدی به عنوان پدر و مادر خویش نگاشته است. این آزاده که در ۱۵ دی ماه ۱۳۶۰ در نبردهای شیاکوه اسیر شده و نزدیک به چهار سال را در اردوگاه موصل گذرانده، در نامه خود پس از حمد و ثنای خدای متعال و احوالپرسی معمول زندگی روزمره اسرا در اسارت را شرح می دهد. وی در قسمتی از نامه به زبان بی زبانی از سانسور نامه ها توسط نیروهای بعثی سخن می گوید و می نویسد: «… در نامه های قبلی کراراً خواسته بودید از وضع مات بنویسم، هر چند که خود می دانید، نامه ظرفیت تمام سخن ها را ندارد و ممکن است با وجود بعضی از مسائل در نامه، قهر کند و به دست شما عزیزانم که نرسد هیچ به بنده هم دیگر سری نزند…»

به گفته این آزاده قبل از نماز صبح با صدای آهسته که توسط یکی از اسرا خوانده می شود، عده ای که خواب هستند بیدار و آنکه بیدار هستند مهیای نماز می شوند سپس به صف طویل اسرا برای استفاده از دستشویی و غسل اسرا با یک پارچ آب اشاره کرده، می نویسد که پس از اذان آسایشگاه مبدل به مسجد می شود. آمارگیری در ساعت۸ صبح، نظافت محوطه و اتاق ها، صرف صبحانه به صورت جمعی، حمام کردن اسرا، آمارگیری در ظهر، ورود به آسایشگاه، تقسیم غذا به وسیله مسئول غذا، صرف ناهار، قدم زدن در محوطه، بخشی از فعالیت ها و کارهای اسرا در طول روز می باشد که در این نامه  به آن ها اشاره شده است.

وی در این نامه با زبانی طنز، پرده از اقدامات دشمن برای تضعیف روحیه و تزلزل در ایمان و باورهای اسرا برداشته می نویسد: «… راستی یادم رفت، هر روز مابین آمار تا نماز ظهر برنامه تلویزیونی فارسی داریم و اخیراً شیخ علی هر روز ما را موعظه می کند! و باعث آگاهی بچه ها می شود! خیلی خوبه! برنامه های متنوعی داره! قرآن، سخنرانی مذهبی، ترانه های اروپایی و ایرانی! بچه ها آن قدر لذت می برند که یک سره به زمین نگاه میکنند!…»

به نوشته این آزاده اسرا در زمان حضور در آسایشگاه به کارهای شخصی مشغول می شوند. «بعضی هم سرگرم کلاس ها می گردند. عده ای مشغول دوختن لباس های پر وصله شان می شوند و عده ای جانماز درست می کنند. یکی تسبیح با گِل درست می کند، یکی نماز می خواند و یکی قرآن، یکی روزنامه عربی یا انگلیسی… پس از اذان مغرب همه به نماز مغرب می ایستند و بعد گروهی جمع می شود تا که چند لقمه نانی را به عنوان شام بخورند. حالت آسایشگاه الان شبیه به یک سالن غذاخوری خیلی مدرن! اما فقیرانه می باشد…» آزاده حمید محمدی در نامه خود به خانواده اش به جمع اسیران ایرانی نیز اشاره ای کرده است و چنین نوشته : «… جمع بسیاری جالبی است از تمام قبایل و تمام شهرهای ایران و جالب اینکه هیچ فرقی بین آن ها وجود ندارد. یکی ترک و یکی کرد و لر و بلوچ و شمالی و… انسان می تواند در این جمع با آداب و رسوم قوم ها به خوبی آشنا شود، هر چند که در غیر چنین موقعیتی به آسانی امکان آن نمی باشد. همه هنگام درد و رنج و بیماری غمخوار یکدیگر و همچو برادر و شاید نزدیکتر…»

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

نظرسنجی

شما از جوملا چه استفاده ای می کنید؟
 

آمار سایت

OS : Linux s
PHP : 5.6.20
MySQL : 5.5.31
زمان : ۱۹:۲۱
ذخیره سازی : غیرفعال
GZIP : غیرفعال
اعضا : 9017
محتوا : 1899
پیوندها : 6
بازدیدهای محتوا : 1390488

نظرسنجی

نظر شما در رابطه با اطلاع رسانی سایت چیست ؟

خوب - 0%
متوسط - 0%
ضعیف - 100%

تعداد آرا: 1
The voting for this poll has ended on: 11 آبان 1391 - 09:35

ماژول اسکرول جوملا